asheghane
asheghane
درباره وبلاگ


همه گفتند فراموشش کن و نمی دانستند که به جز یادت تو هر لحظه مرا یاری نیست هر که می دید غمم را می گفت که دوایت گذر ایام است لحظه و ساعت و روز در پی هم رفتند و فراموش شدند. اما عشقت در من همچنان پا بر جاست هر که می گفت دوایت گذر ایام است کاش می دید که بعد از عمری باز هم یاد تو در من باقیست باز هم یاد تو در من گرم است باز هم یاد تو در من خوب است باز هم یاد تو رویای من است باز هم یاد تو امید فردای من است

پیوندهای روزانه
نمايش تمام پیوندها

پيوندها
مهندسی ساختمان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان asheghane و آدرس harfakhososijojo.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.









ورود اعضا:


نام:
وب:
پیام:
2+2

خبرنامه وبلاگ:





آمار وبلاگ:  

بازدید امروز : 34
بازدید دیروز : 77
بازدید هفته : 195
بازدید ماه : 1448
بازدید کل : 10188
تعداد مطالب : 126
تعداد نظرات : 82
تعداد آنلاین : 3

Alternative content


نويسندگان
jojo

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
جمعه 30 دی 1390, :: 20:57 :: نويسنده : jojo

یه دختر بچه با موهای بافته کوتاه. چشم های سیاه اندازه دو تا فندوق. اینجا وسط سینم وول می خوره. هی شیطونی می کنه ... انگشت تو لپش می کنه. صدای جیرجیرک از خودش در میاره ... وقتی بارون میاد. میره پشت پنجره می شینه ... سکوت می کنه ... شبا موقع خواب ... هرچیم که خسته باشم ... رو شونه هام می شینه. دلقک بازی در میاره ... دوسش دارما ... ولی بعضی وقت ها دلم می خواد گیساشو بکشم ... یا ... دماغشو اینقد بگیرم تا نفسش بند بیاد ... توام که هر بار می بینیش بهش شکلات و آبنات می دی ... از بس لوسش کردی ... من از پسش بر نمیام ...منو دیونه کرده ... آخ از دست تو چی کار کنم ... نمی یای دیدنش که یادش بره؟ ...ای بابا ... از این حرفا گذشته ... حالا گیرم که نیومدی ... که ندیدتت ... فــکر کــردی یــادش می ره ... فکر کردی به هــمین راحتیا فرامـــوش می کنه ... تازه بهانه هاش شروع می شه .... دلتنگیاش شروع می شه ... می خوای هر روز بشینه ور دل من گریه کنه ... غصه بخوره ... ای بابا ...

واسه این شیطونک خودت باید یه فکری بکنی ... مگه نشنیدی ... بچه توجه می خواد ... محبت می خواد ...

 
جمعه 30 دی 1390, :: 20:49 :: نويسنده : jojo

خدا استخاره کرد،

خوب آمد...

مرا به تو دِل بَست ...

 

 
جمعه 11 آذر 1390, :: 13:47 :: نويسنده : jojo

عکس زیبای منتشر شده از آیشواریا و نوزاد تازه متولد شده اش

 

 

 
پنج شنبه 19 آبان 1390, :: 11:16 :: نويسنده : jojo

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ؛ شدم آن عاشق دیوانه که بودم


نگاه من به سقف اتاق دوخته :

ماه

    از پشت پنجره ،

                        بر فراز آسمان ،

هم چنان به کوتاهی نردبان ها لبخند می زند!!...؛

   من به گرما و خورشید ،

        « تو و دلتنگی هایم و پاییز...»

 اما ماه همچنان از پشت درخت همسایه می درخشد

             و من

           به کوتاهی نردبان ها می اندیشم...

 

 
شنبه 16 مهر 1390, :: 13:1 :: نويسنده : jojo

بازم دلم گرفته

شب شده!

ماه تو آسمونه

ولی...

ولی ابرا روشو گرفتن

هر چی گشتم پیداش نکردم

می خواستم از آسمون بدزدمش

بعدش بیارمش برای تو

می دونم!

من ماه خوبی واسه آسمونت نبودم

ولی با این ماه دیگه آسمونت یه ماه واقعی داره

اینجوری دیگه شبا تنها نیستی!

بعدش خودم می رم

شاید رفتم توی آسمونت و شدم یه ستاره

شاید بتونم ستاره ی خوبی واسه آسمونت باشم!

اون موقع هر شب گریه می کنم

از حسودی به ماه آسمونت گریه می کنم!

اون موقع اشکام مث شبرنگ می ریزن رو خوابت و اونو روشن می کنن!

که یه وقت توی خوابت کابوس نبینی!

...

نیگا کن!

ماهه از پشت ابرا اومد بیرون

ولی...

ولی نمی دمش بهت

آخه اون موقع بهش حسودیم می شه!

تحمل اینکه یکی دیگه ماهت بشه رو ندارم!

حتی اگه از آسمونت رفتم بیرون نباید آسمونت ماه دیگه ای داشته باشه!

خیلی خود خواهم! نه؟؟؟؟

 
11 مهر 1390, :: 13:30 :: نويسنده :

دارم از تو دور میشم
داره تنها میشه قلبم
میدونم نبودن تو
جونمو میگیره کم کم
چیزی از تنم نمونده
بعد دل شکستن تو
یه اتاق ساکتو سرد
منو فکر رفتن تو
منو فکر رفتن تو
دوست دارم،دوست دارم هنوز عشق منی
میدونم منو از یاد میبری
بهونه ی نفس کشیدنم تویی
دوست دارم،تو قلب من فقط تویی
دوست دارم
دوست دارم هنوز عشق منی
میدونم منو از یاد میبری
دوست دارم
تو قلب من فقط تویی
دارم از یادتو میرم
بی تو هر لحظه میمیرم
ته زندگیم همین جاست
بدون اینو که میمیرم
میگم عاشق تو هستم
بی تو آروم نمیگیرم

دارم از یادتو میرم
بی تو هر لحظه میمیرم
ته زندگیم همین جاست
بدون اینو که میمیرم
میگم عاشق تو هستم
بی تو آروم نمیگیرم
دوست دارم
دوست دارم هنوز عشق منی
میدونم منو از یاد میبری
بهونه نفس کشیدنم تویی
دوست دارم...

 
دو شنبه 11 مهر 1390, :: 7:51 :: نويسنده : jojo

بیراهه های من، در کوتاه زمانی،می شود راه رسیدن به تو... جنون می شود بهانه های دوست داشتن ... تمام ضمیر ها از "او" "تو" می شود... غریبه ی ناجی رسیده است؛ وقت زندگی شده، وقت تو را نفس کشیدن... بوی تو در فضای یک خانه ی رویایی حجمه ی سکوت را می شکافد، از دل غرور بیرون می ریزد، جنبشی خود جوش تو را می خواند... از تو می نویسد، از تک تک لحظه هایی که در دلش راحتی خیال مرا به نشان می کشد... تا طلوع فریاد بیصدا درمانم کن؛ من مریض خنده های یواشکی ات هستم...میدانی که تو رو دوست دارم..........

 
30 شهريور 1390, :: 1:22 :: نويسنده :

دستم تو را بلد نیست ، دلم تو را خوب یاد دارد

زیر شمشیر غمت رقص کنان باید رفت

کان که شد کشته ی تو نیک سرانجام افتاد

اره ، هنوزم دوست دارم ، هنوزم دوست دارم

هنوزم اعتقاد دارم

تو ماندنی ترین رویای منی  . . .

 
سه شنبه 29 شهريور 1390, :: 7:40 :: نويسنده : jojo

من اصلا نمی فهمم چی میگی؟خوبی؟یک روز از دوست داشتن و صبر میگی یک روز از تنهایی؟یک روز بی قراری یک روز اروم اروم.مگه یادت رفته اخرین خواسته ات از من چی بود؟ازم خواستی دوست داشته باشم و فراموشت نکنم الان پشیمون شدی؟دیگه منو نمیخوای که یک روز هستی 2 روز نیستی؟میدونی که من عشق به زور نمی خوام..تو هنوز اون ادمی که اخرین بار به من گفت اگه مامان بابام راضی نشن ازشون میگذرم پس چی شد؟من دارم از عشق تو میسوزم تو از تکاندن برف رو شونه هات ناراحتی؟من ادم برفی نمی خواستم من یک خورشید خواستم که یخ منو باز کنه منو گرم کنه تو این روزگار سخت وسرد تنهایی.من ازت ناراحتم چون هر کار می کنم هر چی بهت نزدیک میشم دور میشی چرا به خودت نمیای ؟اگر زندگی بی من اذیتت نمی کنه تو رو به عشقت قسم به منم بگو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اره من دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووست دارم اما دیگه نمیدونم چی کار کنم. هر وقت خواستی و یک نشونه از خودت نشون دادی برات خودمو قربونی کردم همه جوره بهت نشون دادم تو برام عزیزترینی نشون دادم فقط تو برام مهمی . و هر وقت برگشتی با اغوش باز پذیرات بودم. هروز این وبلاگ اپ کردم که تو دلت نگی سرش شلوغه که اینجا برام نمینویسه تو بگو عزیزم من برات کم گذاشتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من که عاشقانه  دوست دارم و با گریه هات گریه کردم وبا خندههات خندیدم الان تو زندگیت چه نقشی دارم؟ تو هنوز پیشی من هستی من جوجو تو؟هنوز پاتوق همیشمون یادته هنوز رو صندلی پارک میشینی طعم تمشک تو دهنت مونده ؟برگهای پاییزی  ؟کرسی زمستونا وای یادش بخیر زغالای داغی که جون میدادن ما رو گرم کنن غافل از این که من از لبای تو گرم گرم بودم وای من عاشق زمستونا هستم یاد برف بازیمون بخیر خوش به حال انگشتام که اونجا با نفسا تو گرم میشد.بهار اومد  پاتوق ما هم سبز  شد یاد گیلاس ها هم بخیر.......... اقا جونم فقط یک دونه دیگه بکنم؟گفتم نه می افتی.اخه من گیلاس میخوام اصلا قهرم.صبر کن خودم بهت میدم.و بعد مشتهای من که از گیلاس پر میشد کاش بهار تموم نمیشد . من از تابستون متنفرم که همیشه ساز جدایی میزنه.عزیزم به خدا که دلم میخواد سرم بزارم رو شونه هات و با هر کام قلیون قصه ها رو دود کنم تو هم الان که داری اینو می خونی مثل من اشک میریزی  تو هم منو کم داری؟ تو هم هنوز یادته      زیر شمشیر غمت رقص کنان باید رفت.............. خواهش میکنم نگو نمیدونم چی بگم سکوت نکن جواب سوالامو بده.اینو بدون اگه عشق قبول داری اگه به درس خودت که به من عشق یاد دادی ایمان داری میتونی رفتارام و بی قراری من درک کنی عزیز دلم  به من بگو هنوز دوسم داری و منو میخوای؟

 
29 شهريور 1390, :: 2:23 :: نويسنده :

آن های که ابر را میفهمند

میدانند که قطرات باران نقطه چینیست تا خدا . . .

در آسمان ابری

آفتاب ماندنی ترین رویاست

به شانه ام زدی که تنهاییم را تکانده باشی

به چه دلخوشی ؟
تکندان برف از شانه های آدم برفی ؟

 

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 13 صفحه بعد